تبليغاتX
عشق
زندگی همه پسرهای ایرانی
زندگی همه پسرهای ایرانییک ایرانی از ابتدای زندگی تا مرگ با اتفاقات زیادی روبه رو میشه و مراحل مختلفی رو پشت سر میگذاره و با وجود تفاوت های جزئی که در زندگی ما ایرانیا وجود داره ولی زندگی همه ما معمولاً به طریقی هست که در زیر واستون اعلام میکنم: از لحظه ای که به دنیا میایم تا سن حدود 2 سالگی هیچ چیزی رو به خاطر نداریم و به عبارتی شعور و ادراکمون هنوز اونقدر کامل نشده تا بفهمیم این2 سال بهترین سال های عمرمون بوده که گذشته! هم غذا میذاشتن تو دهنمون هم نیازی نبود پاشیم بریم دست شویی تازه همیشه یه لشگر آدم تو صف وایساده بودند تا ما رو بغل کنند و بمون حال بدند!!!! از سن 2 سالگی به بعد تازه اول بد بختی هامون شروع میشه! اول از همه اینکه به محض اینکه از خواب بیدار میشیم یه جمله نفرت آمیز میره رو اعصابمون: بگو مامان! و تا این کلمه رو نگیم از غذا خبری نیست! ثانیاً دیگه مثل سابق تحویلمون نمی گیرند و 6 ساعت هم که گریه کنیم و هیچ کس به روی خودش نمیاره. تازه بعد از اینکه کلی اذیت شدیم و گریه کردیم یه آقایی که قراره ما بعداً بش بگیم بابا این جمله رو میگه: خانم پاشو این بچه رو خفه کن! سن 2تا 5 سالگی آخرین سال های لذت بردن از زندگی هستش. سنی که درآن به شدت برای پدر و مادر غیر قابل تحمل و برای مادر بزرگ و پدر بزرگ بسیار دوست داشتنی میشیم. به طوریکه بیشتر وقتمون رو پیش مادر بزرگ میگذرونیم و اون شخصی که تا چند وقت پیش خودشو میکشت تا ما بش بگیم مامان در این لحظه همراه دوستاش رفته خرید و یا کلاس های بازیابی قوای جسمانی و روحانی بعد از زایمان فرزند! از حدود 5 سالگی تا 7 سالگی اولین ضربه های روحی را می خوریم. ابتدا وقتی که داریم با کلی ذوق شوق ماجراهای قسمت آخر کارتون الاغ باهوش و گلابی زرنگ رو برای شخصیت بابا تعریف میکنیم با این جمله رو به رو میشویم: آفرین پسرم حالا برو توی اتاقت با اسباب بازی هات بازی کن! (و این اوج احترام نگذاشتن به احساسات یک پچه است!) سپس و در حالیکه از جناب بابا نا امید شده ایم به آشپزخانه میرویم تا نظر مامان را درباره اینکه چرا الاغ باهوش گول گلابی زرنگ خورد را بپرسیم که در آنجا نیز با چنین جمله ای رو به رو میشویم: پسرم از آشپزخونه برو بیرون تا مامان بتونه کاراشو انجام بده!!!!! و نیز همچنین جمله ناراحت کننده (پسرم وقتی میریم مهمونی مثل یه آقا بشین سر جات و تا بهت میوه تعارف نکردند دست نمیزنی و شکلات هم یه دونه بیشتر نخوری ها!) را برای اولین بار میشنویم. در سن 7 سالگی به دلیل رفتن به مدرسه - کمی از احترام از دست رفته مان را باز می یابیم و دوباره عزیز می شویم. ضمناً با این نکته آشنا میشویم که ما دو تا مامان داریم! که یکی از آنها برای ما غذا می پزد و دیگری به ما درس میدهد و کلی جلوی اهل فامیل و دوستان به خاطر اینکه آنها دو تا مامان ندارند پز میدهیم! فقط متوجه این نکته نمی شویم که چرا وقتی از مامان دوم مان پیش مامان اولمان تعریف میکنیم شب را باید بدون شام به خواب برویم! ولی در مقابلش پدرمان نسبت به وضعیت تحصیلی ما بسیار پیگیر می شود!!!! در سنین 8 تا 11 سالگی یواش یواش تبدیل به یکی از وسایل و لوازم خانه می شویم! ضمناً می فهمیم مامان دومی سر کاری است و فقط این حرف رو به ما زدند تا معلم مدرسه با خیال راحت و بدون عذاب وجدان ضربات خط کش را بر پیکرمان فرود بیاورد! از 12 تا 14 بدترین دوران زندگیه. چون هنوز بچه هستیم ولی همه به اصرار میخوان به ما بقبولونند که بزرگ شدیم ! کوچکترین شیطونی با ضربات مشت و لگد و سیلی پدر جواب داده میشه. در این زمان با چگونگی شکستن شیشه همسایه توسط توپ فوتبال و همچنین چگونگی دزدیدن پرتقال از میوه فروشی و تیکه پرانی به دخترای مدرسه بغلی آشنا میشیم. سن 15 تا 18 سالگی یکی از مراحل فاجعه آمیز زندگی ماست. چون (با اینکه هنوز فنچ هستیم) خودمون فکر میکنیم که بزرگ شدیم ولی اطرافیان کماکان معتقدند دهنمون بوی شیر میده. آشنایی با جنس مخالف و ایستادن به مدت های طولانی جولوی دبیرستان دخترانه و انجام شوخی های بسیار بد در خیابان و اتوبوس و .... از ویژگی های بارز ما در این سن هستش. ضمناً در این زمان تمامی خواسته هایی که از پدر و مادر داریم به شرط موفقیت در کنکور جامه عمل به خود خواهد گرفت! (حال میکنید ادبیات رو؟!؟!؟!) سن 18 تا 24 رو یا در حال گذروندن دوران دانشگاه هستیم یا در حال گذروندن سربازی. نکته جالب اینه که با اینکه در این دوران دهنمون صاف میشه ولی در ادوار بعدی زندگیمون همیشه از این دوران به خوبی یاد میکنیم. (ببینید تو دوره های بعدی زندگی چه پدری ازمون در میاد که این دوران رو بهترین دوران زندگی مون میدونیم!) از سن 24 تا 26 سالگی مثل احمق ها میریم تو فاز ازدواج و اونقدر تو گوشمون می خونن تا اینکه خر میشیم و میریم زن می گیریم. خودمون کم بدبختی نکشیدیم که حالا باید یه بیچاره دیگه رو هم توی این سرنوشت نکبت بار شریک خودمون کنیم! از سن 26 تا 28 هنوز توی فاز خریت هستیم! و داریم از زندگی زناشویی لذت می بریم!!! و زندگی رو بدون همسرمون پوچ و بی معنی میدونیم! (خریم دیگه!) در این سن بهترین لحظه های زندگی مان ساعت 2 بعد ازظهر (بعد از اتمام ساعت کاری) و پشت در خانه هنگام استشمام بوی قرمه سبزی (که از داخل خونه میاد) میباشد! ضمناً زیبا ترین صحنه زندگی مان- که حسابی باعث تحت تأثیر قرار گرفتنمان میشود- شستن جوراب هاب کثیفمان توسط همسرمان می باشد. ضمناً در این سن تمام پولی را که بدست می آوریم به پای صاحبان رستوران های شیک و لوکس میریزیم چون فکر میکنیم اگر به زنمون حال ندیم میره بمون خیانت می کنه. (احمقیم دیگه چیکار میشه کرد)! از سن 28تا 29 شدیداً بدبین می شویم. پس اول به زنمون شک میکنیم و در را به روش قفل میکنیم. بعد میبینیم زندگی خیلی کسل کننده ست و ضمناً بوی قرمه سبزی که تا دو سال پیش مرهم دلمون بود الان بلای جونمون شده ومی فهمیم چه خریتی کردیم که ازدواج کردیم. میخوایم قضیه رو درست کنیم اما میزنیم چشمشم کور می کنیم و بزرگترین حرکت ابلهانه عمرمون رو انجام میدیم (تازه فکر میکنیم این جوری با یه تیر دو نشون زدیم: یعنی هم دست زنمون رو بند کردیم که هوایی نشه و هم به زندگیمون یه تنوعی دادیم) پس ....!!! از سن 28 تا 40 شدیداً مثل یک حیوان نجیب کار میکنیم تا بتونیم خرج همسر و اون موجود نو رسیده نامیمون! رو دربیاریم. یک رقیب در خانه پیدا میکنیم به اسم بچه: تمام میوه های خوب رسیده مال بچه ست ولی میوه های گندیده و نرسیده مال ما! بهترین قسمت غذا مال بچه ست و ته مونده اش مال ما. واسه بچه هر هفته لباس جدید می خریم اما خودمون هر دوهفته یه وصله به لباس هامون اضافه میشه و...... سن 41 سکته میکنیم! سن 41 تا 55 شدید تر از قبل و مثل تراکتور کار میکنیم تا خرج جهیزیه دختر دم بختمون و هزینه دانشگاه آزاد پسرمون رو در بیاریم سن 56 ایضاً سکته میکنیم و بازنشست میشم. سن 57 میریم خونه سالمندان سن 57 تا 70 الکی صبح رو به شب و شب رو به روز میرسونیم. یواش یواش واسه همه خسته کننده میشیم و کلی غرغر می کنیم و از بدی روزگار و نامروتی فرزند گله میکنیم. سن 70 سالگی به بعد میمیریم و به درک واصل میشیم!
|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 ساعت 12:23 توسط فرزاد |

آلبوم جديد محسن يگانه ( تقديم به عشقم )
اين پستو تقديم ميكنم به عشقم i love you my love for only

آهنگ 1

آهنگ2

آهنگ 3

آهنگ 4

آهنگ 5

آهنگ 6

آهنگ 7

آهنگ 8

آهنگ 9

آهنگ 10

آهنگ 11

|+| نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389 ساعت 21:1 توسط فرزاد |

dastan bahal hatmn bekhoni
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد.  مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده.. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »

رئيس صومعه بلافاصله او را  به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا  از راهبان صومعه  پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»  

مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و  آنجا را ترك كرد.

چند سال بعد  ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.

صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»  

 اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم  اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»

مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

 مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم  و عمر خودم  را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232    عدد است. و 231,281,219, 999,129,382   سنگ روي زمين وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم  . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»

رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»

 راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.

پشت در چوبي يك در  سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.

راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .

پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.

و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و  لعل بنفش قرار داشت.

  در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه  از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .

 

 

 

لطفا به من فحش نديد؛ خودمم دارم دنبال اون احمقي كه اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.

 

|+| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ساعت 18:55 توسط فرزاد |

8 جمله اکتشافی برای دیوانه کرددن معشوقه

سلام دوستان اگه کسی دوست داشت تو وبم کمکم کنه به عنوان نویسنده بگه

تو واقعا برام جذاب هستي.
تورو ميخوام.
هيكل و اندامت برام خيلي خواستني و مطلوبه.
دوست دارم بعدا با تو سكس كنم.
نميتونم تو رو نديده بگيرم يا به تو نزديك نشم.
دوست دارم بيشتر با تو باشم.
دلم برات تنگ شده.
بيا همديگر رو در آغوش بگيريم.



سلام دوستان اگه کسی دوست داشت تو وبم کمکم کنه به عنوان نویسنده بگه
|+| نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 3:29 توسط فرزاد |

یک روز و روزگاری
یک روز و روزگاری

حرف بین ما نگاه بود

عشق  رو نقاشی میکردیم

نقش ما خورشید و ماه بود

سوختم و سوختم و ساختم

هر چی داشتم به پات باختم

کاش تو رواز روز اول مثل امروز می شناختم

آخه عشق یعنی شکستن عاشقانه سر سپردن

دل سپردن به سرابه
 

|+| نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت 18:11 توسط فرزاد |

عاشق شدن
اگر دنیای ما دنیای سنگ است

                       بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است

اگر دنیای ما دنیای درداست

                       بدان عاشق شدن از بهر رنج است

اگر عاشق شدن یک گناه است

                        دل عاشق شکستن صد گناه است

|+| نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 ساعت 19:0 توسط فرزاد |

آهنگایی با صدای خودم
آهنگ اول

آهنگ دوم

آهنگ سوم

آهنگ چهارم

آهنگ پنجم


|+| نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 ساعت 19:54 توسط فرزاد |

namehie man be armita khanooom taghdim be armita mekonam in posto
۱- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم



۲- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو



۳- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم



۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و



۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید



۶- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه



۷- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما



۸- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و



۹- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم



۱۰- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این

وضع



۱۱- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را



۱۲- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم



۱۳- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه



۱۴- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش



۱۵- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر



۱۶- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه



۱۷- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش



۱۸- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین



۱۹- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه



۲۰- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه



۲۱- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .



و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان .
|+| نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 1:30 توسط فرزاد |

دختر خانمای گل اگه شما میخاید حال پسرارو بگیرید حتما مطالب بخونید
برای دیدن مطالب به ادامه مطلب برید

راستی نظر یادون نره  دختر خانمای گل
پسرام خودشون روی مطالب خودشون نظر بزارن


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 1:27 توسط فرزاد |

آقا پسرای گل اگه میخاید حال دخترارو بگیرید حتما مطالب بخونید
بیست و یک روش برای حال گیری دخترا

برای دیدن مطالب به ادامه مطلب برید
راستی نظر یادون نره آقا پسرای گل
خانمام خودشون روی مطالب خودشون نظر بزارن


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388 ساعت 1:25 توسط فرزاد |

web lgoye kheily bahali hastan
http://m-fpl.blogfa.com

http://farzad018.blogfa.com


|+| نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 ساعت 23:40 توسط فرزاد |

ahang azmaieshie az omid azizam

 marof be 2 hanjare san

|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 2:4 توسط فرزاد |

پیام تبریک عید که سعیده جونم زهمتشو کشیده
باز هفت سيـــن سرور

ماهي و تنگ بلـــور

سکه و سبــــزه و آب

نرگس و جــام شراب

باز هم شادي عيـــد

آرزوهاي سپيـــد

باز ليلاي بهـــار

باز مجنوني بيـــد

باز هم رنگين کمان
 

اگه میخاید کامل ببینید برید ادامه مطل نظر یادتون نره



::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 13:49 توسط فرزاد |

متن آهنگ امید
اینم هدیه میکنم به فاطمه برای دیدن مطلب به ادمه مطلب برید



::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 21:48 توسط فرزاد |

فقط به خاطر فاطمه عزیزم آهنگ عزیزم امید
امید کلیک کن فاطمه جان

|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 18:1 توسط فرزاد |

عکس ................

::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 1:27 توسط فرزاد |

جدید ترین آهن رپ
گروهی از رپرای سنندج میخوان رپ فارس بترکونن اسم گروهشون ۳۱۳۱۵

که شامل : شاهو غرب وشرق و سامان برک و کمیاب  و خوشبخت

تا اولای سال جدید از همین سایت دانلود کنید

|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 13:53 توسط فرزاد |

خواسته های شما
شما هر چیزی که میخاید بگید تا ۴۸ ساعت بعد هستش

 

|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 14:41 توسط فرزاد |

اس ام اس باهال

2-با عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار
3-بدون زشتی، زیبایی معنی نداره
بدون نفهمی، فرزانگی معنی نداره
میبینی؟ دنیا به تو احتیاج داره!
4-اگه یکی به اسم حسن بهت اس ام اس داد سراغ منو گرفت بگو نمی شناسمش اخه گیتارش دسته منه
5-قدرت دید خانوم ها: یک تار مو را روی کت شوهرشان می بینند اما یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمی بینند
6-تو گلی مثل گلای قشنگه قالی . تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی ......اصلا تو خود فرش پاتریسی .........همون که یه تختش کمه
7-اگه خواستي يه كسي، عاشق هم نفسي، عمرشو حيرونت كنه جونشو قربونت كنه جون مادرت رو ما يكي حساب نكن
8-من آزاد دادم. يعني چاره اي نداشتم. مجبور بودم... آخه بهش نياز داشتم! کاشکي تو هم ميومدي تا باهم ميداديم. ولي اشکالي نداره... خودت رو آماده کن براي سال ديگه... براي يک دانشگاه دولتي!
9-اگه یکی بهت گفت اسکل ناراحت نشو. اسکل اسم یه پرنده زیباست که تابستونا دونه جمع می کنه.....قایم میکنه.....زمستونا نمی تونه پیداش کنه !!!!
10-امروز روزجهانی مزخرف‌ترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين اس‌ام‌اس رو به مزخرف‌ترين دوستت بفرست
11-عشق يعني زندگي را باختن . چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن!
12-گلی گم کرده ام در باغ هستی... خودت رو لوس نکن، اون گل تو نیستی!
13-به دليل بالارفتن سكه فردا روز جهانيه به اجرا گذاشتن مهريه است .به اين فكر كنيد كه ديه ارزانتر از مهريه است
14-نسل میمون ها هم دیگه داره منقرض میشه. عزیزم مواظب خودت باش!
15-چرا ناراحتی؟ چرا گوشه خونه کز کردی؟ چرا اينقدر خودت رو اذيت ميکنی؟ اخه اندی که منظوری ندشت!
16-مخصوص ساعت 3 بعد از نصفه شب: ببخشيد مي دونم الان بد موقع هستش که مزاحمت شدم فقط خواستم بپرسم ايران که نفت صادر مي کنه، بشکه ها شو پس مي گيره يا نه؟
17-خيلي وقت بود نديده بودمش، وقتي بعد از مدتها ديدمش خيلي جا خوردم، بازم هول شدم، دست و پامو گم کردم برق چشماش تنمو مي لرزوند، وقتي مي بينمش بي اختيار مي لرزم، هول مي شم مي خوام داد بزنم نميدونم فقط منم که طاقت نگاشو ندارم يا همه اينطورين؟ مدتي خيره به هم نگاه کرديم، هر کدوم منتظر حرکتي از ديگري بوديم ، اون موقع مثل يک قرن بود، برام ثانيه ها از حرکت ايستاده بودن، موتور مغزم با سرعت تمام کار مي کرد اون موقع بي اختيار فرياد کشيدم.. سوسسسسک
18-فرا رسیدن ماه مبارک را بر شما فجرآفرینان در بهار 57 جای شهدا بزودی اعلام می شود.(ستاد بحران تداخل محرم و دهه فجر)
19-سلام، من از اداره گاز مزاحمتون می شم، اجازه می دین لپتونو گاز بگیرم؟
20-دعاي دختران دم بخت:
21-قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (يكی از دانشمندان لهستانی)
22-در زندگي براي رسيدن به آزادي راههاي مختلفي وجود دارد، فقط بايد قيمت آن را پرداخت كرد. از رسالت 500 تومان، از شوش 900 تومان
23-ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
24-پي ام هاي عشقي من از غم نيست آف هاي نيومده ي من کم نيست من واسه خودم يه قانون دارم توي قانون من هر کسي که واسم آف نذاره آدم نيست
25-اسمت رو روي كوه نوشتم ريزش كرد، رو آب نوشتم بخار شد، رو كاغذ نوشتم پاره شد، آخه اينم اسمه تو داري؟
26-هاي،
27-هر چي زنگ مي زنم آنتن نميده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.
28-(اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم چون يه سوال مهم برام پيش اومده، مي خواستم بدونم «هواپيما بوق داره؟
29-.
..
...
....
.....
چيه دنبال چيزي مي گردي؟
30-ميدوني «نبات» کيلويي چنده؟ نمي‌دوني؟ «نقل» چي؟ اونم نمي‌دوني؟ اشکال نداره، از قديم گفتن: خر چه داند قيمت نقل و نبات!
31-زندگي 3 ايستگاه داره 1. تولد 2.عشق 3.مرگ... آقا ايستگاه دوم نگه دار
32-اصفهانيه خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم
33-الهي ميدون بشي، وانت بشم دورت بگردم
34-ايران بالاخره پس از کارشناسي هاي دقيق پاسخ 5+1 را داد: مي شه 6
35-روزتان را با باد صدادارتان آغاز كنيد (كنسرو لوبياي تبرك)
36-خيلي دوست دارم زود به زود ببينمت اما حيف بليط باغ وحش گرونه
37-ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
39-بسيجيه عاشق يه دختر ميشه شماره تلفن مسجد رو بهش مي ده
40-به غضنفر ميگن ترمز ABS چيه؟ ميگه تو سرعت هاي زياد و سر پيچ ها کار حضرت ابوالفضل رو مي کنه!
41-دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟
42-از غضنفر مي پرسن نظرت راجع به 4 مقوله فکر،شعور،عقل و درک چيه؟ مي گه ما به اينا مي گيم چهارمحال بختياري
43-ميدوني تنها حيواني که همه رو ميشناسه کدومه؟....... نميدوني؟ ... بابا گوسفنده ديگه چون به هر کي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع
44-غضنفر از كيوسك تلفن عمومي مياد بيرون، ازش ميپرسن: سالمه؟ ميگه: آره، ولي آفتابه نداره
45-غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده می گه من که چیزی نگفتم. غضنفر می گه بعدا که می گی
46-غضنفر مي ره مکه بعد داشته برعکس همه طواف مي کرده، بهش ميگن هي چرا داري برعکس طواف مي کني، ميگه : شما از اون ور دنبالش کنيد من از اين ور مي گيرمش.
47-يه يارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه مي گيره ميره انگشت ميكنه تو چشم راننده قطار
48-از غضنفر می پرسن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟ می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزین رو می زنیم
49-غضنفر ميره براي عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معني قدس سره الشريف يعني چه؟ غضنفر يه خورده فكر مي كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه!
50-غضنفر نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟
51-سه تا دزد مشغول دزدي بودن که صاحب خانه رسيد. هرکدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول. صداي گردو در مياره. به دومي ميزنه صداي نون خشک ميده. به سومي ميزنه. صدايي نمياد. دوباره ميزنه بازم صدا نميده. چند بار ديگه ميزنه. يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره
52-روزي سه تا ديوونه مي رن عروسي، دو تا شون مي رن وسط و مي رقصن، اون يکي مي شينه کنار و مي گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،مي پرسن؟ تو چرا نمي رقصي؟ مي گه: من رقص نورم!!!
53-شده خواب ببيني كه وقتي خوابيدي تو خواب داري خواب ميبيني كه خوابي و داري مي خوابي و خواب خوابو ميبيني كه در اون حالي كه تو خواب داري خواب خواب رو ميبيني تو خواب همونطور كه خوابي يكي ديگه هم مثل خودت خوابه و تو خوابش خوابه خوابو ميبينه و همين طور كه خوابيده تو خواب به تويي كه خوابي بگه: انرژي هسته اي حق مسلم ماست
54-وقتي به چهره‌ي تو فکر مي کنم، به شوخ طبعي خدا پي‌مي برم!
55-از جورج بوش پرسيدن چرا از ايران بدت مياد گفت: آخه تو ايران هرکي ميچسه ميگه بوش آمد.
56-حيوانات 12 دقيقه زودتر زلزله رو تشخيص مي دن اگر خبري شد هواي ما رو هم داشته باش ما رو بي خبر نذار.
57-يه روز يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بين گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودي بهتر از تو پيدا نمي شه!
58-الو برج مراقبت؟ اعلام وضعیت اضطراری. اگر قلبتون جا داره اجازه فرود می خوام. جا هست؟
59-تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگا اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!
60-این سیب، بهترین سیب، شکل سیب، سر سیب، کار سیب، گذاشتن سیب، یه سیب، آدم سیب، الافه سیب.
حالا سیب هارو حذف کن از اول بخونش!
61-مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه پرنده روی سرت خرابکاری کرد، بجای اینکه ناراحت بشی خوشحال باشی از این که گاو ها پرواز نمی کنند!
62-می دونی فرق موز کوچک به موز بزرگ چیه؟ بی خیال، ولش کن از یه میمون دیگه می پرسم.
63-مهم نتيجه نيست مهم برد و باخت نيست مهم نشون دادن قدرت و اقتدار مليست، مهم جوانمردانه بازي کردن است. ستاد ماست مالي کردن باخت تيم ملي فوتبال
64-غضنفر مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم
65-غضنفر با دوست دخترش تو ماشين بودن ميبينه جلوتر ايست بازرسيه! قبل از ايست بازرسي به دوست دخترش مي گه: تو از ماشين پياده شو بعد از ايست بازرسي بگو مستقيم تجريش که من دوباره سوارت کنم. بعد از ايست بازرسي دختره يادش ميره بگه تجريش ميگه: ونک غضنفر ميگه شرمنده!
66-جشنواره فیلم های اصفهان:
۱- دو نفر با یه تخم مرغ
۲- تا حالا موز خوردی؟
۳- ده نفر زیر یک چتر
۴- من ترانه ۱۵ تومن دارم
۵- دیشب پیتزا خوردم آیدا
67-غضنفر با خدا قهر می کنه اول دفترش می نویسه به نام بعضی ها
68-غضنفر باباش مي ميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه

 

 

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ساعت 1:25 توسط فرزاد |

اس ام اس ولینتاینی

واسه اونای که دلشون جوشه به این چیزا

تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست، اما دوستی ها هیچ وقت نمیمیرند

ولنتاین مبارک

>>>>>>>>>>

گاو و الاغ و اردک ، کبریت و گاز و فندک ، جوجه و مرغ و لک لک ، ولنتاینت مبارک

<<<<<<<<<<

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه . ولنتاین مبارک باشه عزیزم

>>>>>>>>>>

میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینکه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه . . .

<<<<<<<<<<

قاب عکستو زدم جای ساعت دیواریاز اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .

>>>>>>>>>>

خودم عهد بستم بار دیگرکه تورا دیدم،بگویم از تودلگیرم. ولی باز تو را دیدم و گفتم : بی تومیمیرم

<<<<<<<<<<

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!

>>>>>>>>>>

عربستان و بسیاری از کشورهای عربی پس فردا را ولنتاین اعلام کردند

<<<<<<<<<<

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک

>>>>>>>>>>

به علت حضور گشت ارشاد در مراسم ولنتاین ، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد

<<<<<<<<<<

تقدیم به آنکه دارمش دوست

تقدیم به آن که قلبم از اوست

اگر مهتاب از تن بر کند پوست

جدا هرگز نگردد یادم از دوست

>>>>>>>>>>

یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم

<<<<<<<<<<

روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت چشمه سادگی از لطف زمین می جوشیدخودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!

>>>>>>>>>>

بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !ولنتاینت مبارک !

<<<<<<<<<<

از اداره هواشناسی مزاحمتون می شم ، ببخشید اگه یه نفر دلش هوای تو رو کرده باشه اونم تو این روز باید چی کار کنه؟؟

>>>>>>>>>>

یه روز یه آقاهه میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستی” ؟فروشنده هم میگه : بله آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدین !!

<<<<<<<<<<

کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میذاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیذاشت

>>>>>>>>>>

عمری با غم عشقت نشستم

|+| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 9:35 توسط فرزاد |

اس ام اسخنده دار+اس ام اس سر کاری

شعار زندانیان زابیرا هنگام آزادی یوزارسیف :
ایول ایول ! داش یوزارو ایول !!!
ایول ایول ! داش یوزارو ایول !!!


صبح که از خواب پا میشی 2 کار انجام بده
1.
خدا رو شکر کن که زنده ای
2.
برو حمام چون بقیه هم میخوان زنده باشن و زندگی کنن !!!

خبر فوری : زن آمن هوتب چهارم به یوزارسیف شماره داد !!!

شورای تدوین کتب درسی ، دفاعیه دکتر کردان را جایگزین متن چوپان دروغگو کرد !!!

|+| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 9:34 توسط فرزاد |

مخصوص خانمها

1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره
2- خانمها مثل راديو هستند.....هرچي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
4-
خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشما

1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره
2- خانمها مثل راديو هستند.....هرچي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
4- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده
9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن
11- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

شون ميرسه بعد رعد صداشون

5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده
9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن
11- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

|+| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 9:31 توسط فرزاد |

مطالب مخصوص آقایون
1- مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه
2- مي دونيد مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه از اون هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره
3- مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد
4- مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند
5- مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد
6- مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند.
7- چرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قطد رانندگي اون را ندارند؟
9- مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند
10- مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم
11- مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشه
12- مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد
13- مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.

|+| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 9:29 توسط فرزاد |

تفکیک عشق:
عشق از 3 کلمه کلیدی تشکیل شده : ع : علاقه  ؟ ش : شدید ؟    ق : قلبی

|+| نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 7:56 توسط فرزاد |